آقای عضو شورا/ سرسره بازی با خون شهید ممنوع!!
آقای عضو شورا/ سرسره بازی با خون شهید ممنوع!!
ع . کمالی -از یک خبرنگارِ مزدورِ اجیر شده ی مواجب بگیر به یک عضو شورایِ شهرِ پاکِ همش گوینده ی نامِ شهید

آقای عضو شورا نمی دانم بنویسم من یک روزنامه نگار اجیر شده مزدور هستم یا نه؟

نمی دانم بنویسم من یک مواجب بگیر هستم تا شما را تخریب کنم یا نه؟

نمی دانم بنویسم من اجیر شده ام که برای منافع شخصی بنویسم نه؟

نمی دانم بنویسم مقصر تمام کم کاری های شما و بدکاری ها و آزمون و خطاهای شما من هستم یا نه؟

نمی دانم بنویسم مقصر من هستم یا ما هستیم؟

اصلا تمام تفصیرهای شورای ائتلاف نیروهای انقلاب – شانا – یا هر نام دیگری که شما را به میز شورا چسباندید و اکنون همه شماها از آن تبری می کنید و می گویید به پشتوانه رای مردمی نداشته اتان اینجایید، با ما.

تمام تقصیرات اتاق فرمانهای خارج از شورا که خدایی نکرده دست شما نیست و کسانی پشت پرده ندارید که دایی اتان را بگذارند مسئول حراست هم با ما.

اصلا تقصیر کوچکی اتاق شما که بر سردرآن نوشته مرکز پژوهش های شورای اسلامی شهر کرج گردن ما خبرنگاران.

تناقضات دریاچه وسط زمین فوتبال هم گردن ما.

تقصیر دعواهای شخصی و گروهی شما هم گردن ما خبرنگاران.چطور است؟

اصلا به تعبیر آن عضو خانم شورا، ما همه در روند کارهای داخلی شما و اختلافات خانوادگی شما دخالت می کنیم. این هم گردن ما!

یکی می گفت آنهایی که به شما رای دادند عضو خانواده شما نیستند؛ اینهم گردن ما اصحاب رسانه.

تقصیر دست های پشت پرده فساد در شهرداری که باعث شد رسانه های اجیر شما را به باد انتقاد بگیرند هم گردن ما؟

آهان راستی، فساد همین سران کشورهای آذربایجان و اردن و روسیه هم گردن ما. راضی می شوید؟

اصلا تقصیرات بوسیدن روی مادر چاوز توسط احمدی نژاد هم گردن ما خبرنگاران.

آتش بیار معرکه دعواهای خانوادگی تان ما هستیم. نه اینکه خدایی نکرده فکر کنیم شما بزرگواران اعضای شورا، هراز گاهی به جان هم می افتید فقط یک قندان کم دارید! خیر؟ شماها خیلی خوبید، خیلی ماهید، خیلی پاکید

آنقدر پاک و مخلص که اول حرف تان به یاد شهید است، وسط حرف تان یاد شهید است، آخر حرف تان هم یاد شهید است.

اصلا اگر حرفتان را با یاد و نام شهید شروع نکنید، از آسمان اول تا آسمان هفتم، فرشتگان لعن و نفرین تان می کنند.

نه خدایی نکرده بگوییم از اینها می خواهید برای خود پلکانی دنیایی بسازید نه! اصلا ، زبانم لال ! گچ بگیرند دهانم را، .به هیچ وجه! شما فقط دنبال آخرت خود هستید. اگر هم پله ای می سازید برای رسیدن به آن بالا بالهاست ، آخرت خودتان را که به میز و اتاق و این چیزهای سخیف پیش پا افتاده نمی دهید؟ شما شان تان اجل از این حرف هاست!

شما شان  تان بالاست. باید از بالا به این رعیت نگاه کنید، مدام هم نام شهید را بیاورید که خدایی نکرده…

وصله ها را به من بچسبانید/ به شما انگ چیز خوبی نیست

مردم که نمی دانند ساختمان شورا بیت المال است، پس نامه می زنیم اینجا را هم به من بدهید والا…

کری از پیش یک سه تار گذشت/ گفت؛ آهنگ، چیز خوبی نیست

بعدش هم می رویم به آن رسانه های شفاف! که الان شده اند، معین مرکز پژوهش ها می گوییم مظلومیم برای ما فیلمی در بیاورید و بگویید دریاچه وسط زمین فوتبال است ما نمی توانیم بازی کنیم!

خدایی نکرده فکر نکنید که این رسانه ها، اجیر شده هستند؟ خیر! اینها اجیر شده نیستند، فقط دوستان ما هستند که کمی کمک شان می کنیم.

اجیر شده های مزدور آنهایی هستند که در مقابل فساد ستیزی ما ایستاده اند! نمی بینید مگر ما همه اش نام شهید نمی آوریم این مزدوران اجیر شده می خواهند نام ما و شهید را خراب کنند.

این اجیر شده های پول پرست به دنبال ترور شخصیتی ما هستند، می خواهند نام انقلاب و نام شهید و نام ما را که مدام در کنار نام این ها می آوریم لکه دار کنند.

آقای عضو شورا!

اگر بخواهیم بگوییم جان مادرتان، این میز شورا تا ابدالدهر برای شما. شهدا را رها کنید بگذارید همین اندک مقدساتی که برای مردم محترم است، محترم بماند.! بازهم این نام های مقدس را یدک می کشید؟

آخر شما که دریاچه وسط زمین فوتبال پیدا می کنید، ساختمان شورا را ملک شخصی تان می دانید، نامه می زنید و هوار می کشید و داد می زنید که آی اتاق این یکی عضو شورا در وسط مرکز پژوهش ها چه می کند؟ چه به نام شهید!

مانده ام این پارادوکس های شما را چگونه به خورد این خلق ا… بدهم.

آخر وظیفه من فقط گفتن خوبی شماست، بگویم خدایی نکرده از یک طرف همه اش نام شهید می آورید از یک طرف دنبال تمامیت خواهی، حتی در اتاق های شورا هستید؟ نمی گوید ای خبرنگار مزدور، رضا علی پاک نسب وقتی می خواست برود روی مین پوتین های نو اش را در آورد. می گفت «برای بیت المال است رزمنده دیگری می تواند از این پوتین ها استفاده کند»حال این آقا که دنبال اتاق بیشتری است، را می خواهی مقدس کنی؟!

آقای عضو شورای مدام نام شهید لغلغه ی زبانت، می دانی این جمله از کیست؟

«ای تاریخ بشکند قلمت که اگر ننویسی یاران خمینی چگونه به شهادت رسیده اند» این برای دوره دفاع مقدس و جنگ نیست که چه بلاهایی بر سرشان آمد، این برای این دوره هم هست که چه بلاهایی سرنامشان می آورند.

حالا معنی این بیت شعر حسین الهیاری  را بیشتر درک می کنم

گفته بودی؛ شهید یعنی چه/پسرم! جنگ چیز خوبی نیست