تاریخچه تعامل ایران با نظام بینالمللی به وضوح نشان میدهد که این کشور در برابر فشارهای بیسابقه، از تحریمهای اقتصادی گرفته تا جنگ تحمیلی، تهاجم فرهنگی و جنگ ترکیبی، توانسته است هویت و اصالت خود را حفظ کند و به الگویی برای ملتهای ستمدیده جهان تبدیل شود. پیام این ایستادگی تنها محدود به ایران نیست، بلکه به یک الگوی جهانی برای مبارزه با زیادهخواهی قدرتهای بزرگ و دفاع از استقلال ملتها تبدیل شده است.
آنچه جمهوری اسلامی را از دیگر کشورها متمایز میسازد، ایمان به آرمانهای انقلاب، اتکا به ظرفیتهای داخلی، ایفای نقش فعال در معادلات منطقهای و جهانی، و حمایت از محور مقاومت است. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان بهطور مداوم تلاش کردهاند با ابزارهایی چون تحریمهای فلجکننده، تهدیدات نظامی و تحرکات سیاسی جمهوری اسلامی را به سازش وادار کنند. اما این ملت با تکیه بر رهبری ولایت فقیه و همراهی مردم، نشان داده است که سازشناپذیری و پایبندی به اصول، نهتنها تهدیدات را خنثی میکند، بلکه باعث رشد و تقویت کشور میشود.
در این میان، سیاستهای جمهوری اسلامی در مذاکره با غرب همواره با تاکید بر حفظ عزت و اقتدار ملی همراه بوده است. مذاکرات هستهای بهعنوان یکی از چالشبرانگیزترین پروندههای سیاسی جمهوری اسلامی در دهههای اخیر، نمایانگر این واقعیت است که جمهوری اسلامی اهل گفتوگو و تعامل سازنده است، اما این تعامل هرگز از سر ضعف یا عقبنشینی نبوده، بلکه محصول مقاومت و موفقیتهای داخلی و منطقهای بوده است.
آنچه دشمنان ایران هرگز نتوانستهاند درک کنند، “عمق راهبردی مقاومت” است که جمهوری اسلامی برای خود ایجاد کرده است. این عمق راهبردی نهتنها در داخل کشور با حمایت مردم از نظام تبلور یافته، بلکه در منطقه نیز با کمک به محور مقاومت گسترش پیدا کرده است. از همین رو، دشمنان به ناچار به میز مذاکره بازمیگردند، که بیش از هر چیز نشاندهنده درماندگی آنها در پیشبرد راهبردهای فشار حداکثری است.
آینده مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و غرب، بهویژه با توجه به تغییرات گسترده در نظم جهانی، بیش از هر زمان دیگری به رفتار طرفهای مقابل بستگی دارد. جمهوری اسلامی بارها تاکید کرده است که برای رسیدن به توافق پایدار و سازنده، طرفهای غربی باید از سیاستهای دوگانه و زیادهخواهانه خود دست بردارند. در نقطه مقابل، ایران همچنان بر مواضع اصولی خود استوار است: حفظ استقلال کشور، حق برخورداری از فناوری صلحآمیز هستهای و عدم تنزل به جایگاهی که تحت سلطه دیگران باشد.
در سطح داخلی، ایران با اتکا به توانمندیهای ملی خود، در مسیری گام برداشته که به کاهش وابستگیها و شکستن زنجیره تحریمهای خارجی منجر شده است. سیاستهای اقتصاد مقاومتی، تقویت فناوریهای بومی از جمله در حوزه دانشبنیان، پیشرفتهای چشمگیر دفاعی و صادرات صنایع استراتژیک، همه و همه نهتنها مقاومت اقتصادی و سیاسی ایران را در برابر تهدیدات خارجی بیشتر کرده، بلکه جایگاه ایران را بهعنوان یک بازیگر تاثیرگذار تقویت کرده است. این پیشرفتها باعث شده است که ایران در مذاکرات، با اعتماد به نفس و قدرت بیشتری حاضر شود.
از سوی دیگر، نظم جهانی نیز در حال تغییر است و قدرتهای نوظهوری مانند چین، روسیه و برخی دیگر از کشورها در حال گرفتن جایگاه سنتی غرب در نظام بینالمللی هستند. جمهوری اسلامی ایران با تقویت روابط راهبردی خود با این کشورها و حضور فعال در ائتلافهای منطقهای و فرامنطقهای، توانسته است فضای مناسبی ایجاد کند تا فشارهای غرب کمتر احساس شود. این تحولات باعث شده است که طرفهای غربی در مذاکرات، دیگر نتوانند مانند گذشته به سیاستهای یکجانبهگرایی خود ادامه دهند.
در نهایت، پیام ایستادگی جمهوری اسلامی به دنیا روشن است: مقاومت نهتنها یک رویکرد دفاعی، بلکه یک استراتژی تهاجمی در مقابله با سیاستهای سلطهگرایانه است. این مقاومت توانسته است سایر ملتها را نیز به الگوبرداری از ایران ترغیب کند و نشان دهد که حتی در مواجهه با قویترین قدرتهای نظام سلطه، میتوان با عزت و استقلال ایستادگی کرد. آینده مذاکرات با غرب نیز به نظر خواهد رسید که بر پایه این پیام مهم شکل میگیرد؛ اینکه جمهوری اسلامی با مقاومت خود، نهتنها از مواضع اصولیاش عقبنشینی نخواهد کرد، بلکه بهعنوان یک نقشآفرین کلیدی در معادلات بینالمللی، اقتدار بیشتری به دست خواهد آورد.
مذاکرات هر چقدر هم که طولانی شود، ایران مسیر خود را که بر اساس حفظ عزت، اقتدار و استقلال است طراحی کرده و برای هر سناریویی آماده است. این همان پیام اصلی جمهوری اسلامی است که به دنیا مخابره میشود.












