یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر به وضوح جلب توجه میکند، کاهش مطالبات آمریکاییها از جمهوری اسلامی ایران است؛ از اصرار بر ورود به مسائل منطقهای و برنامه موشکی ایران، این خواستهها اکنون به صرف مسئله هستهای محدود شده است. اما این تغییر نه از سر لطف یا تغییر در اصول سیاست خارجی آمریکا، بلکه ناشی از عدم موفقیت آنها در استفاده از ابزارهای فشار و مقاومت همهجانبه جمهوری اسلامی ایران است که معادلات بازی را به نفع تهران تغییر داده است.
از آغاز انقلاب اسلامی تا به امروز، آمریکا تلاش کرده است با افزایش فشارها و استفاده از ابزارهای مختلفی چون تحریم، تهدید، جنگ نرم، و حمایت از اغتشاشات داخلی، ایران را مجبور به پذیرش خواستههای کلان و تغییر مواضع اصولی خود کند. در تمامی این سالها، برنامه موشکی، نفوذ منطقهای و هویت اسلامی-انقلابی جمهوری اسلامی، جزء اولویتهای فشار آمریکا بوده است. آنها حتی با ایجاد کمپینهای تبلیغاتی گسترده و همراه کردن شرکای بینالمللی خود در اروپا و منطقه، میخواستند ایران را بر سر میز مذاکره در این موضوعات حساس حاضر کنند. اما مسیر مقاومت جمهوری اسلامی و توانمندیهای داخلی کشور باعث شده است که به تدریج این پروژهها با شکست مواجه شوند و غرب ناچار به بازبینی در خواستههای خود شود.
یکی از مهمترین عوامل این تغییر، قدرت بازدارندگی نظامی و موشکی ایران است. جمهوری اسلامی طی چند دهه اخیر به توسعه زیرساختهای قوت دفاعی خود پرداخته و با تکیه بر دانش بومی، توانسته است به پیشرفتهای فناورانه قابلتوجهی دست پیدا کند. سامانههای موشکی ایران اکنون به یکی از کلیدیترین ابزارهای بازدارندگی تبدیل شدهاند و دشمنان را از هرگونه تهاجم نظامی بازداشتهاند. پافشاری ایران بر این مسئله و اعلام صریح اینکه برنامه موشکی خط قرمز کشور است، در کنار نمایش قدرت این فناوریها در معادلات منطقهای نظیر مقابله با تروریسم در سوریه و عراق، بهوضوح پیام روشن ایران را به دشمنان منتقل کرده است. در نهایت غرب متوجه شد که نمیتواند از این نقطه برای اعمال فشار بیشتر استفاده کند و به ناچار این مطالبه کلیدی را کنار گذاشت.
اما تغییر بزرگتر در کاهش خواستههای غرب، به حوزه نفوذ منطقهای ایران بازمیگردد. محور مقاومت که جمهوری اسلامی در قالب آن نقش کلیدی ایفا کرده است، با وجود تمامی تلاشهای غرب، در منطقه تثبیت شده است. از لبنان تا یمن، جریانهایی شکل گرفتهاند که نه تنها از ایران الهام میگیرند، بلکه مستقلاً در مسیر مقابله با نقشههای سلطهجویانه حرکت میکنند. شکست پروژه داعش که بسیاری از تحلیلگران از آن به عنوان یکی از راهبردهای آمریکا برای تجزیه منطقه نام بردهاند، خود یکی از مهمترین نتایج سیاستهای ایران بوده است. به واسطهی همین پیروزیها، ایالات متحده و سایر متحدانش به تدریج دریافتند که نمیتوانند ایران را بر سر مسائل منطقهای وادار به سازش کنند، چرا که جمهوری اسلامی نه تنها در موضع ضعف قرار ندارد، بلکه در بسیاری از پروندههای منطقهای، دست برتر را دارد.
اعمال فشار اقتصادی از طریق تحریمها نیز یکی دیگر از ابزارهایی بوده که آمریکا امیدوار بود بتواند بهواسطه آن ایران را مجبور به پذیرش خواستههای خود کند. اما این راهبرد هم طی سالهای اخیر، نتایج دلخواه طراحانش را به همراه نداشته است. هرچند تحریمها بدون شک فشارهایی جدی بر اقتصاد ایران وارد کردهاند، اما راهبرد اقتصاد مقاومتی و تلاش جمهوری اسلامی برای تقویت تولید داخلی و کاهش وابستگی به صادرات نفت، به همراه تحرکات دیپلماتیک برای همکاری با قدرتهای غیرغربی نظیر چین و روسیه، باعث شد که اثرات تحریمها به شدت کمرنگ شود. همین موضوع نیز فشار بیسابقه غرب را به نتیجه نرساند و آمریکا به این درک رسید که تنها راه باقیمانده مذاکره محدود با محوریت موضوعی خاص، یعنی برنامه هستهای ایران است.
مسئله هستهای نیز خود یک نمونه بارز از این تغییرات است. غرب ابتدا تلاش میکرد که برنامه هستهای ایران را بهکلی نابود کند؛ اما امروزه روایت کاملا تغییر کرده و به این مسئله محدود شده که ایران سلاح هستهای تولید نکند. این تغییر مسئلهای راهبردی نشان میدهد که جمهوری اسلامی با پافشاری بر حقوق مشروع خود و اتکا به تواناییهای داخلی توانسته قواعد بازی را تغییر دهد و عملاً غرب را در زمین خود به چالش بکشد.
جمعبندی این تغییرات نشان میدهد که جمهوری اسلامی با تکیه بر قدرت بازدارندگی، نفوذ منطقهای، حمایت داخلی و اقتصاد مقاومتی، توانسته است مقاومت خود را به یک پروژه موفق در عرصه بینالمللی تبدیل کند. آمریکا که در دهههای گذشته با انواع ابزارها درصدد بهزانو درآوردن ایران بوده، اکنون بهخوبی میداند که سیاست فشار حداکثری بیش از این توانایی ادامه نخواهد داشت، به همین دلیل مطالبات خود را کاهش داده و به جایگاهی محدود رسیده است. این مسئله، در عین حال که دستاوردی بزرگ برای جمهوری اسلامی محسوب میشود، پیامی واضح نیز به سایر کشورها و ملتهای جهان ارسال میکند: مقاومت در برابر استکبار میتواند به نتایج قابل توجهی منجر شود، حتی اگر این مسیر پرهزینه و دشوار باشد.
آینده سیاست خارجی و مذاکرات ایران نیز حالا دیگر در مسیری حرکت میکند که قواعد آن نه بر اساس خواستههای سلطهطلبانه آمریکا، بلکه براساس عزت، استقلال و اقتدار جمهوری اسلامی تعریف میشود.












