ع.کمالی - از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی ایران با موجی از فشارهای مستقیم و غیرمستقیم از سوی قدرت‌های بزرگ جهانی مواجه شد.

این انقلاب نه‌تنها به پایان سلطه غرب بر ایران منجر شد، بلکه به‌عنوان الگویی جدید برای ملت‌های منطقه و مستضعفان جهان معرفی شد. همین موضوع موجب شد قدرت‌های سلطه‌گر برای مهار و سرکوب این نظام جدید، از تمام ظرفیت‌های خود استفاده کنند. اما علیرغم تمام تلاش‌های دشمن، جمهوری اسلامی نه‌تنها مسیر خود را با ثبات و قوت ادامه داد، بلکه امروز، به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین محورهای قدرت در منطقه و جهان، به‌گونه‌ای مطرح شده که قدرت‌های بزرگ مجبورند به جای تهدید و فشار، با ایران وارد مذاکره شوند. این مذاکرات، برخلاف ادعای برخی جریان‌ها، نه نتیجه ضعف جمهوری اسلامی، بلکه محصول مقاومت تاریخی و ممتد ایران در برابر توطئه‌ها و فشارهای دشمنان و شکست پی‌درپی پروژه‌های آنان در طول بیش از چهار دهه است.

یکی از اولین و فجیع‌ترین ابزارهایی که دشمنان علیه جمهوری اسلامی به کار گرفتند، ترور بود. در سال‌های ابتدایی انقلاب، بسیاری از چهره‌های برجسته، از جمله مسئولین رده‌بالای نظام، اندیشمندان و نخبگان علمی کشور توسط گروهک‌های تروریستی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم توسط سرویس‌های اطلاعاتی خارجی حمایت می‌شدند، به شهادت رسیدند. هدف از این ترورها، ایجاد خلاء در بدنه مدیریتی کشور، تضعیف نظام نوپا و ایجاد جوی از بی‌ثباتی و ترس در جامعه بود. اما مردم و مسئولین با بصیرت و مقاومت خود، اجازه ندادند این توطئه به نتیجه برسد و خون شهدا، درخت انقلاب را آبیاری کرد و عزم ملت را برای دفاع از نظام مستحکم‌تر نمود. این پروژه ترور، علی‌رغم خسارات انسانی سنگین، نتوانست جمهوری اسلامی را از مسیر خود منحرف کند.

همزمان با توطئه ترور، دشمنان جنگی تمام‌عیار را بر کشور تحمیل کردند. صدام حسین، با حمایت همه‌جانبه قدرت‌های غربی و شرقی و کشورهای مرتجع منطقه، جنگی هشت‌ساله را به ایران تحمیل کرد. هدف از این جنگ، تجزیه ایران، تضعیف بنیه نظامی کشور و به‌زانو درآوردن انقلاب اسلامی بود. رژیم بعثی با برخورداری از کمک‌های اطلاعاتی، مالی و نظامی گسترده، انواع سلاح‌های شیمیایی را علیه مردم ایران به کار برد. اما ملت ایران با مقاومت بی‌نظیر خود در طول هشت سال دفاع مقدس، اجازه ندادند حتی یک وجب از خاک کشور به دست دشمن بیفتد. جنگ تحمیلی، که می‌توانست موجب فروپاشی هر نظام دیگری شود، برای جمهوری اسلامی به یک فرصت برای تقویت بنیه دفاعی، انسجام ملی و خودباوری تبدیل شد. شکست صدام و حامیانش در این جنگ، اولین سیلی محکم به چهره استکبار در مواجهه نظامی با جمهوری اسلامی بود و نشان داد که ملت ایران در برابر تجاوز نظامی تسلیم نخواهد شد.

پس از ناکامی در جنگ تحمیلی، دشمنان به ابزار دیگری روی آوردند: تحریم‌های اقتصادی. تحریم‌ها، که از همان سال‌های ابتدایی انقلاب آغاز شده بودند، با شدت بیشتری ادامه یافتند و به مرور ابعاد گسترده‌تری پیدا کردند. آمریکا با استفاده از نفوذ خود در نظام مالی و اقتصادی جهانی، تلاش کرد تا با قطع دسترسی ایران به بازارهای جهانی، کاهش صادرات نفت و ایجاد محدودیت در مبادلات بانکی، اقتصاد ایران را فلج کند و مردم را به خیابان‌ها بکشاند. هدف اصلی این تحریم‌ها، ایجاد نارضایتی عمومی و وادار کردن نظام به عقب‌نشینی از مواضع اصولی خود بود. هرچند تحریم‌ها مشکلات جدی برای اقتصاد ایران به وجود آوردند، اما جمهوری اسلامی با اتخاذ راهبرد اقتصاد مقاومتی، تکیه بر توانمندی‌های داخلی، متنوع‌سازی شرکای تجاری و مقابله با فساد اقتصادی، توانست اثرات این فشارها را مدیریت کند. تحریم‌ها، به‌جای اینکه ایران را ضعیف کنند، به فرصتی برای خودکفایی در برخی صنایع و تقویت دانش بومی تبدیل شدند. امروز، با گذشت سال‌ها، اقتصاد ایران همچنان پویاست و برخلاف پیش‌بینی دشمنان، فروپاشی اقتصادی رخ نداده است. این ایستادگی اقتصادی در برابر تحریم‌ها، یکی از مهم‌ترین دلایلی است که غرب را به سمت مذاکره سوق داده است.

تهاجم فرهنگی و جنگ نرم نیز از دیگر ابزارهایی بود که دشمنان علیه جمهوری اسلامی به کار گرفتند. آنان با استفاده از رسانه‌های ماهواره‌ای، شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای فرهنگی دیگر، تلاش کردند تا ارزش‌های اسلامی و انقلابی را در جامعه تضعیف کرده و سبک زندگی غربی را ترویج دهند. هدف از این تهاجم، ایجاد شکاف میان نسل جوان و ارزش‌های انقلابی، ایجاد نارضایتی فرهنگی و آماده‌سازی زمینه برای تغییر از درون بود. اما بصیرت رهبری و هوشیاری مردم در برابر این تهاجم، باعث شد که نقشه‌های دشمنان در این حوزه نیز به نتیجه نرسد. هرچند تأثیرات فرهنگی غیرقابل انکار است، اما استحکام بنیان‌های اعتقادی و فرهنگی مردم ایران، مانع از تحقق اهداف اصلی دشمن در این زمینه شده است. برگزاری مراسم مذهبی با حضور میلیونی مردم، راهپیمایی‌های عظیم در مناسبت‌های انقلابی و حضور پرشور مردم در انتخابات، نشانه‌هایی از این مقاومت فرهنگی است.

در کنار تمامی این فشارها، تلاش برای منزوی کردن ایران در عرصه بین‌الملل نیز همواره در دستور کار دشمنان بوده است. آنان با تشکیل ائتلاف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، تلاش کردند تا ایران را از روابط با سایر کشورها محروم کرده و در مجامع بین‌المللی تضعیف کنند. اما دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی، حمایت از جریان‌های مقاومت در منطقه و ارتباط با کشورهای مستقل، باعث شد که این پروژه نیز با موفقیت کامل همراه نباشد. ایران توانسته است جایگاه خود را در منطقه تثبیت کند و به یکی از بازیگران اصلی در تحولات منطقه‌ای تبدیل شود. حضور ایران در ائتلاف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی غیرغربی نظیر شانگهای و بریکس، نشان‌دهنده شکست سیاست انزوای ایران است.

امروزه، زمانی که قدرت‌های جهانی به پای میز مذاکره با ایران می‌نشینند، این اتفاق نه به دلیل ضعف ایران، بلکه به دلیل درک آنان از شکست تمامی پروژه‌های پیشین است. آن‌ها متوجه شده‌اند که نمی‌توانند ایران را از طریق زور، تهدید یا فشار به تسلیم وادارند. بنابراین، مذاکره به تنها راه باقی‌مانده برای مدیریت اختلافات و پیشبرد اهداف آنان تبدیل شده است. در واقع، می‌توان گفت مذاکرات، محصول مقاومت جانانه و بی‌نظیر ملت ایران در برابر تمامی توطئه‌هاست. این ایستادگی، جمهوری اسلامی را به جایگاه قدرتمندی در نظام بین‌الملل رسانده است که امروز می‌تواند با اقتدار و حفظ اصول خود، وارد گفتگو با قدرت‌های بزرگ شود. مذاکره، در این چارچوب، نه نشانه ضعف، بلکه نماد قدرت و نتیجه ایستادگی است. جمهوری اسلامی از موضع قدرت و بر اساس منافع ملی و اصول انقلابی خود وارد مذاکرات می‌شود و هرگونه عقب‌نشینی یا امتیازدهی در این فرآیند مردود است. این واقعیت، گواهی بر آن است که ایران با مقاومت خود، قواعد بازی را تغییر داده و به یک قدرت تأثیرگذار تبدیل شده است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.