روزنامه البرز فردا مسابقه اگر من شهردار بودم را در بین دانش آموزان مدارس محمدشهر برگزار نموده و قصد دارد تا هر روز بخش هایی از نوشته هایی که دانش آموزان مقاطع مختلف تحصیلی در این شهر، به دفتر روزنامه ارسال نموده اند را منتشر نماید.
پنجمین بخش از این سری از یادداشت ها و نوشتجات دانش آموزان مدارس امروز و در ادامه منتشر می شود.
این نوشتجات مربوط به دانش آموزان مدرسه میثم تمار محمدشهر است.
در این نوشته ها، دانش آموزان مدارس با نگاه های خود، دست بر قلم برداشته و آنچه را که می توان از یک شهردار خوب و ایده آل از منظر آنها مورد بررسی قرار داد را به رشته تحریر درآورده اند.
روزنامه البرز فردا، جایزه بهترین نوشته را یک سفر به مشهد مقدس به همراه پدر و مادر قرار داده که پس از انتشار مطالب و باتوجه به محتوای آنان، در مراسمی قرعه کشی نموده و نفرات اول تا سوم را معرفی می نماید.
مریم صمدی کلاس چهارم
اگر من شهردار بودم:
آسفالت خیابان را درست میکردم ویک نظم رانندگی در خیابانها درست میکردم اما به کمک پلیسهای راهنمایی ورانندگی اگر شهردار بودم یا خودم یا پلیسهای عزیز میگفتم گشت های شبانه را شروع کنند که دزدیها در شهر کمتر شود به کسانی که کاری ندارند مشغول کار می کردمشون به خانواده هایی که مرد در خانه ندارند کمک می کردم وکمی هم خیریه ، پوشاک وخوراک وپول کمک میکردم به مردمان بی خانمان خانه می دادم جلوی ساختمان سازی های غیر قانونی را هم می گرفتم به مدرسه ها می رسیدم به مردم شهر اعتماد می کردم وبه حرف واعتراض آنها گوش می کردم به حرف وقولی که به آنها دادم عمل می کردم به مردم شهر خدمت می کردم فقط خدمت نه ریاست .
مبینا شجاعی
اگر من شهردار بودم :فضای سبز را تمیز و پاکیزه می کردم که وقتی پدر مادر ها آمدند آشغال نریزند من باید جوب ها و خیابانها را تمیز کنم .یکی ارز وظایف شهردار این است که باید خیابان ها و … را تمیز کند شهردار خیلی باید تلاش کند و کار کند تا پول خوبی برای خانواده اش در بیاورد .شهردار وظایف مهمی دارد که باید هر روز و شب آن را انجام دهد
شهردار کار خیل سختی دارد که باید همیشه جوبها و خیابان ها را تمیز کند ،شهردار همیشه کوچه و پس کوچه را تمیز و مرتب کند که تا وقتی مردم از خواب بیدار میشوند ببینند هوا و زمین چقدر تمیز و پاک است .
مائده خزایی
اگر من شهردار بودم :فکر می کردم و از مردم شهرم میخواستم که به من بگویند دوست دارند چه کار هایی برایشان انجام دهم البته هر کدام از مردم شهر عزیزم تقاضایی دارند و من تا جایی که ممکن است تلاش میکنم که مردم شهرم را به آرامش و آسایشی که میخواهند برسانم و برای پیشرفت شهرم تلاش زیادی بکنم مثلا برای همشهری های عزیزم که می خواهند پارک و بوستان خوبی و دل نشینی برای تفریح خود و فرزندانشان باشد
تلاش میکردم که سر و سامانی به پارک های شهرم بدهم و به نظافت شهرم سری میزدم و در میان مردم حرف ها و خواسته ها و در دل های آنها گوش میکردم و به مدرسه ها که مهم ترین مجتمع فرهنگی است باز دید میکردم چون آیندگان در همان مدرسه ها تعلیم و تربیت میشوند که متاسفانه الان کمترین چیزی که کمتر رسیدگی نمیکنند همان به نظرم همان مدرسه است که ما داریم در آنجا تمام تلاشمان را میکنیم که زحمات پدر و مادر و معلم و مدیران عزیزمان را جوابگو باشیم و در آینده عزیزانمان را سر افراز و سربلند کنیم.
لیلا نادری کلاس چهارم خانم ملکی
اگر من شهردار بودم :اولین کاری که می کردم برای زیبا سازی شهرم تلاش بیشتری می کردم و سعی میکردم که برای شهرم و برای بچه های شهرم پارک و جای بازی و تفریح محیا کنم تا بچه ها بتوانند در آنجا اوقات فراغت خود را در آنجا بگذرانند و برای تمیزی شهرم سطل های زباله در هر جای کوچه و خیابان میگذاشتم تا زباله ها را داخل آن بریزند تا کوچه و خیابان ها تمیز بماند برای مطالعه جوانان و نوجوانان کتابخانه های زیادی درست میکردم تا بچه ها در آنجا از کتاب های متنوع استفاده کنند تا اطلاعاتشان بالا برود به روستا های اطراف بیشتر رسیدگی میکردم تا مردم در روستا ها بمانند و مجبور به کوچ به شهر ها نشوند تا چرخه اقتصادی مملکتم بهتر بچرخد برای روستا ها مدرسه و کتابخانه میزدم تا بچه ها ی روستایی بتوانند از آنها استفاده کنند .
آباد باش میهن من ….آزاد باش میهن من ….مهرت به دلم نشسته پایدار باش میهن من
فاطمه ملکی اصل کلاس پنجم خانم نریمان
اگر من شهردار بودم : به مردم خدمت میکردم و آنهایی که مشغله ندارند آنها را مشغول به کار میکردم تا برای کشورمان خدمت کنند تا کشوری بسیار سر بلند داشته باشیم من اگر شهردار بودم به مردم توصیه می کردم که برای کشور فرزندانی بسیار ارزشمند و والا مقام بیاورند و به آنها میگفتم مردم شریف ایران بیاییم با حقوق خود بیشتر آشنا شویم و قدرت مندانه آن را پاس بداریم .شهر زیبا میساختم سد معبر خیابان ها را جمع میکردم هفته ای یک بار جسله برقرار میکردم و از مشکلات مردم با خبر میشدم تعمیر و باز سازی بافت های فرسوده …
شیوا رجبی کلاس چهارم خانم ملکی
اگر من شهردار بودم:تمام کارهی شهرداری را به عهده میگرفتم و شهر را مثل طبیعت پاکیزه نگه میداشتم به آنهایی که پول زیاد نداشته اند میدادم و به آنهایی که پول زیاد ی میخواهند میدادم خلاصه تمام کار های محله ،شهر و همه چیز را به عهده میگرفتم و به چیز هایی فکر میکردم که مردم نیاز دارند مثل پول ، لباس میدادم من اگر شهردار بودم باغ و باغچه آپارتمان و هر جای دیگر را مثل طبیعت پاکیزه نگه میداشتم وقتی در ساحل یا دریا آشغال دیدم بر میدارم تا پاکیزه بماند اگر من شهردار بودم حتی خانه ی خودمان را مثل طبیعت نگه میداشتم و هر جایی را
حتی مدرسه مدرسه میثم تمار را فقط این مدرسه نه تمام مدارس را مثل طبیعت نگه میداشتم من بهطبیعت احترام میگزارم اگر دوستانم آشغال بریزند با مهربانی به آنها تذکر میدهم من دوست دارم طبیعت بسیار پاکیزه باشد من تمام کار های شهرداری را بعهده میگیرم و نمیگزارم به طبیعت آسیب برسد .
ستایش جعفری کلاس پنجم خام بحیرایی
اگر من شهر دار بودم : به نظر من شهردار شدن وشهر دار خوب بودن نیاز به یک سری کار ها و فکرهای جدید نو داره و دق دقهی شهری سالم و زیبا بی نظیر برای من مهم و دارای اولویت هستش .دوست داشتم فضای سبز یا پارک و شهر زیاد مراکز فرهنگی مثل فرهنگسرا ها و مراکز ورزشی و کتابخانه های زیادی برای همه رده های سنی داشته باشد تا جوانهای شهر بجای بتالت گذروندن اوقاتشون در مراکز فرهنگی باشند و از کار های بد و بیهوده دور باشند تا جامعه و خانواده ها و شهر ودر کل کشور پاک و سالم داشته باشیم البته ساختن این مراکز به تنهایی فایده ای ندارد چون اگر از قبل فرهنگ سازی نکرده باشیم یعنی چگونگی استفاده یا لزوم استفاده از این مراکز رو توضیح یا شرح ندارد .دوست دارم شهر طبق سلیقه جوان ها تزئین و درست شود تا از بیرون آمدن خانه دلیل و میل کافی داشته باشند و در فکر باز سازی خانه هایی که محکم نیست و کمک به شکل ساختن درست خانه ها برای آسیب دبدن کمتر در صورت بروز حادثه هایی مثل سیل و زلزله و … البته همه ی این حرفها و صحبت ها شاید راحت وبی درد سر باشد ولی در عمل و واقعیت واقعا عزم جزم میخواهد وباید هزینه های زیادی برای آنها تامیین بشود .
البته امیدوارم همه ی این آرزو ها من بر آورده شود چه با وجود من چه با وجود افراد لایق وکار آمد امیدوارم روزی همه یما و همه ی مردم کشورم خودشون برسند.
ستایش اکبر پور خانم ملکی
اگر من شهردار بودم : در پارکها آبخوری ودستشویی می گذاشتم در هر آبخوری یک مایع دستشویی می گذاشتم مثلا من شهردار کرج هستم درکل جاهای سرسبز بیشتر می کردم ودردریاها زباله ها را جمع می کردم تازندگی حیوانات خراب نشود رفتگر های زیادی در هر کوچه وخیابان می گذاشتم زباله ها را ساعت ۹ دقیق زباله ها را جمع می کنند در مدرسه ها چهار گوشه مدرسه را سطل آشغال می گذاشتم زباله های تر وخشک کاغذ می گذارم سعی می کردم استفاده از پلاستیکی کمتر استفاده شود دکان وفروشگاه ها را کمتر قرار در شهرها می گذاشتم من شهردار خیلی خوبی می شوم در کارخانه های ماشین سازی را کمتر می گذاشتم واز دودها جلوگیری می کردم شهردار بودن سخت است اما برای بعضی ها آسون در خانه ها می گوییم زباله ها را جداکنند مثل زباله تر وخشک بیشتر بکار ببرند آشغالهای زیادی در کوچه نمانند وقتی آشغالها در خانه پر می شود سریع باید آشغال در سطل زباله بریزند تا حشرات جمع نشوند
زهرا صفری کلاس چهارم
اگر من شهردار بودم : گل های زیادی در پاک ها و بلوار ها میکاشتم تا خیابان ها زیبا و تمیز باشند پارک های زیادی میساختم تا بچه ها بتوانند شاد باشد من مدرسه های زیادی در شهر خود میساختم به آنهایی که نیازمند هستند و پول کافی برای خرید لوازم التحریر ندارند به آنها میدادم به کارتون خواب ها خانه و آب و غذا تهیه میکردم تا بتوانند راحت و شاد زندگی کنند و به نیازمندان کمک میکردم آنهایی که تا بحال به مشهد نرفته اند رایگان به آنجا میبردم چون من دوست دارم تا وقتی زنده ام و شهردار مردم خوشحال باشند کارخانه هایی را که داخل شهراند و هوا را آلوده میکنند به بیابان ها می بردم و ساختمان ها را که بلند هست خراب میکنم و آنها را کوچک تر میکنم تا مردم آسمان را خوب ببینند یکی از آرزوهای من این است که شهردار بشوم و این کار ها را بکنم .
…..؟
اگر من شهردار بودم:همه شهر را زیبا نگه میداشتم و ورود ماشین هایی را که خراب بودند و هوا را آلوده می کردند از ورود آنها جلو گیری می کردم درختان را قطع نمی کردم و درختان زیادی میکاشتم تا هوای پاکیزه به مردم هدیه بدهم امکاناتی در شهر بوجود می آوردم تا مردم برای نداشتن امکانات به شهر های دیگر نروند هر چیزی که مردم میخریدند را ارزان میفروختم تا مردم فقیر بتوانند خریداری کنند.
از وسایل یک جایی درست میکردم که کمک کنم به بچه ها و خانواده ها یی که فقیرند کمک کنم به هر کسی که میشناختم میگفتم وسایل بیاورید برای فقرا از خودم پول میدادم تا خرجش کنند و وسایلی که مردم می آوردند می فروختم و پولش را به آنها می دادم و بعضی از وسایل را به آنها میدادم اگر من شهردار بودم به مردم هشدار میدادم که از نعمت های خدا دادی درست استفاده کنند خدایا شکر که به ما این همه نعمت داده ای و ازت خواهش میکنم فقیران را کمک کن
















