
محقق و پزوهشگر عبدالرحمان کمالی
به بهانه مراسم گرامیداشت و ایام ترور محمدصادق فاتح که یکی از چهره های خاص کشور و سرمایه دارانی بودکه بوسیله ایجاد ارتباط با برخی خاندانهای آریستوکراسی و زرسالاری کشور و بخشی از زرتشتیان هندوستان به سرمایه داری کلان تبدیل شده بود، سلسله گزارشاتی از سوی بخش اندیشه روزنامه البرز فردا آماده شده که در این شماره و شماره های آینده به تفصیل خواهید خواند.
در شماره پیشین به خاندان فاتح یزدی و ارتباطش با زرتشتیان پارسی که از جمله آنان می توان به سرشاپور ریپورتر و سراردشیر ریپوتر پدر و پسری که در خاندان پهلوی نقش بسزایی داشتند و به بیش از ۶۰ سال به عنوان سرجاسوسان دولت هند بریتانیا در ایران حضور داشتند پرداختیم، در این شماره به بخشی از فعالیت های فاتح یا همان محمدصادق عرب و شراکتش با عبدالحسین تیمورتاش از منتفذین دوره رضاخانی که منجر به قتل و زندان بسیار ی از آزادیخواهان شده بود، و همچنین الهیار صالح یا همان صالح آرانی از بهاییان دوره رضاخانی و مراودات وی با محمود جم نخست وزیر طولانی مدت دوره رضاخانی خواهیم پرداخت.
محمدصادق فاتح و فعالیت های تجاری
او فعالیت های تجاری خود را از غرفه پدر آغاز نموده و پس از طی نمودن دوران نوجوانی و جوانی با سرمایه ای که از طریق پدرش به وی منتقل می شود،وارد تجارت می گردد.
ابتدا به بیرجند رفته و از آنجا در بخش تجارت فرش فعالیت هایی را انجام می دهد. اوایل سال ۱۳۰۰ وارد مشهد شده و ازآنجایی که خاندان دایی وی یعنی کاظم یزدی و خاندان لاری در نجف و مشهد به تجارت می پرداختند شراکتا با یکی از فرزندان دایی خود از خاندان لاری اقدام به تجارت می نماید.
در این زمان نیز دوره فعالیت های محمد صادق عرب نشان می دهد که وی نیز با استفاده از لابی و یا به تعبیری آریستوکراسی ای که در مشهد توسط خاندان عرب ها ایجاد شده بود، فعالیت های متعددی را انجام می دهد.
تشکیل اتاق تجارت مشهد جوان ۲۵ ساله ای را به خود می بیند که اگر نبود، لابی های گسترده ای که از طریق کمپانی هند شرقی ایجاد شده بود، یقینا جایگاه وی این جایگاه نبود.
از جمله نتایج شکلگیری اتاق تجارت مشهد فراهم شدن زمینه همکاری بیشتر بین تجار در زمینههای مشترک تجاری و ایجاد شرکتهای سهامی برای افزایش قدرت مانور اقتصادی بود. هر چند اتاق تجارت مشهد که اکنون جای خود را به اتاق بازرگانی تغییر داده است، برای مقابله با تجارتخانههای بزرگ شوروی در ایران و به ویژه در مشهد، ایجاد شده بود اما این روند سبب شد تا با تشکیل کمپین های اقتصادی و تجاری در یک خانواده آریستوکراسی و یا خاندان سالاری بیشتری در بین تجار ایجاد شود، همان مسیری که کمپانی هند شرقی آنرا دنبال می کرد تا بتواند نفوذ و تاثیر بیشتری در حوزه اقتصادی ایران بخصوص در مقابله و مواجه با اقتصاد روس تزاری و بعدها شوروی داشته باشد.
شرکت سهامی ایالتی قماش، شرکت سهامی قند و شکر خراسان، شرکت پوست و روده خراسان و شرکت خشکبار خراسان از جمله شرکتهایی بودند که در این برهه حساس اقتصادی ایران که دوران انتقال سلطنت قاجار به پهلوی بوده و هنوز ایران از تبعات قحطی بزرگی که سبب کشته شدن بیش از ۲۰۰ هزار نفر از ایرانیان شده بود رهایی نیافته بود.


توضیح اینکه ژنرال دنسترویل درباره این قحطی اینگونه می نویسد: «قحطی در این جا اسفناک است… ما محصول را ۴۰ تومان میخریم و امیدواریم مقداری هم کمتر از این تهیه کنیم. هر روز بسیاری میمیرند و بسیاری نیز در حال کمکرسانی مردهاند. اکنون که برفها آب شده و بهار آغاز شده است، مردم میروند بیرون و مثل گاو در مراتع میچرند». بسیاری از این مردم نگونبخت در حال چریدن در مراتع مردهاند»
بعد از این سالهای قحطی بود، که برخی از سرمایه داران به سراغ ایجاد شرکت های سهامی رفتند تا در سالهای بعد از فحطی بتوانند از این محل، عایداتی داشته باشند.
بیشتر موسسان این شرکتها اعضای اتاق تجارت مشهد بودند. شرکت سهامی قند و شکر خراسان، اعضای شرکت سهامی ایالتی قماش شرکت پوست و روده خراسان که از ۱۵ اسفند ۱۳۱۷ که درزمینه فروش و صدور پوست و روده فعالیت می کرد همه از جمله شرکتهایی بودند که محمد صادق عرب یکی از سهامداران اصلی آن بود
از مهمترین اقداماتی که می توان گفت محمد صادق عرب یا همان فاتح در آن نقش تعیین کننده ای داشته است، تاسیس اولین کارخانه نخ ریسی مشهد بود.
فاتح وشراکت با عبدالحسین تیمورتاش
عبدالحسین تیمورتاش (زاده ۱۲۶۲ برابر با ۱۸۸۳ میلادی بجنورد – درگذشته ۹ مهر ۱۳۱۲ برابر با ۳ اکتبر ۱۹۳۳ در تهران)، ملقب به سردار معززالملک و سردار معظم خراسانی، دولتمرد منفور ایرانی دورههای قاجار و پهلوی بود. تیمورتاش از کسانی بود که در برانداختن قاجارها و برآوردن پهلویها کوشش بسیار کرد. در دوره رضاشاه نخستین وزیر دربار بود و نقش مهمی در سیاست خارجی ایران بازی کرد. چند سال بعد آنقدر قدرتش فزونی یافت که به برخی از ابرقدرتها از جمله روس ها به دنبال جایگزینی وی به جای رضا شاه بودند که مورد غصب رضاشاه واقع شد و در ۱۳۱۲ در زندان قصر توسط دکتر کشته شد.
فاتح و سودای سرمایه داری در هند
در سال ۱۳۱۳ ش. پس از ورود سلمان خان اسدی به مشهد مجلسی در منزل محمد ولی خان اسدی نایب التولیه با حضور سلمان خان تشکیل و عدهای از تجار مشهد تصمیم میگیرند شرکت کارخانه نخریسی را با سرمایه پانصد و پنجاه هزار تومان تأسیس کنند و قرار شده که مبلغ سیصد هزارتومان را تجار مشهد تقبل نمایند و دویست و پنجاه هزار تومان هم تجار زرتشتی مقیم هندوستان بدهند..
تنها کسی که در این میان می توانست رابطه ای منطقی بین تجار ایران و هندوستان بخصوص زرتشتیان هندوستان که هم اکنون نیز در شهرهای حاشیه ای کلکلته و بمبئی حضور دارند ایجاد نماید، محمد صادق عرب بود.
جوانی که اعضای خانواده وی دفاتر تجاری متعددی در هندوستان داشتند که پیش از این به آن اشاره شده است.
ایجاد این آریستوکراسی سبب شد تا محمد صادق عرب که حالا نام خودرا به فاتح تغییر داده بود از یک تاجر جز به یکی از متمول ترین تجار کشور بدل شود.
همانگونه که ملاحظه می شود ارتباط وی با تجار مشهد و ایجاد شرکت های سهامی به گونه ای وضعیت اقتصادی محمد صادق عرب را تغییر می دهد که به سودای استقلال و حضور در پایتخت می افتد.
از سوی دیگر ارتباط خانوادگی با محمودجم سبب می شود تا وی به عنوان یک تاجر مطرح در جلسات مختلف اقتصادی حضور یافته و از وی تبدیل به چهره ای اقتصادی در کشور تبدیل شود.
سودای سرمایه داری فاتح از این تاریخ به بعد رنگ دیگری به خود می گیرد و به همین دلیل است که وی به ایجاد شراکت با حسام الدین انصاری از تجار مشهد و از اعضای اصلی هیات مدیره کارخانه نخ ریسی مشهد می پردازد.
این شراکت خیلی ادامه دار نمی شود و سپس محمد صادق عرب به فکر ایجاد شرکت های سهامی برای خود و خانواده خود می افتد که وی پس از پایان شراکت با انصاری به سراغ شراکت با محمد علی غضنفر می رود. محمد علی غضنفر فرزند محمد غضنفر پدر همسر محمدصادق فاتح و برادر همسر اوست که در هندوستان دفاتر تجاری بسیاری داشتند.
شراکت انصاری و فاتح سبب می شود تا برادر همسر وی نیز به ایران آمده و در به واردات چای می پردازند که چای وارداتی هندوستان را در بسته های مختلف بسته بندی کرده و در بین عطاری ها توزیع می کردند.
فاتح و شراکت با بهاییان
او از این طریق به ثروت بیشتری رسید و توانست ۳۳ درصد از کارخانه چیت ری را از براداران کوروس بخرد. سناتور کاظم کوروس که از بهاییان و از اعضای جامعه بهاییت ایران قبل از انقلاب بود از جمله دوستان صمیمی فاتح بود که با حضور وی مقدمات ایجاد شراکت در کارخانه چیت سازی ری را فراهم آورد.
او همچنین در این زمان با فرزندان کامران میرزا نایب السطلنه ناصری وارد معامله شد و بخش عظیمی از کامرانیه تهران را به همراه یکی از فرزندان کامران میرزا ساخت.
یقینا حضور الهیار صالح یا همان صالح آرانی وزیر عدلیه رضاخانی در دولتهای محمدعلی فروغی و محمود جم، در دفترخانه انتقال سند روستای حاجی آباد به محمد صادق فاتح یقینا رابطه نزدیک وی با دولتمردان این دوره را نشان می دهد.
الهیار صالح همان کسی است که محمدرضا شاه با حضور در پادشاهی وی را به حضور می طلبد و به او می گوید که پدرش از او خواسته تا از راهنمایی ها وی در اداره مملکت استفاده نماید.
در شماره روز شنبه می توانید ادامه فعالیت های محمدصادق عرب یا همان فاتح را که بخوانید، در شماره آینده به گرایشات سیاسی محمدصادق فاتح به حزب توده و جریانات بعد از آن خواهیم پرداخت.














