زهرا کورانی :
روزی نادانی سنگی به چاه انداخت و هزاران عاقل نتوانستند سنگ را از چاه بیرون بیاورند.
قطار شهری کرج ۱۴ سال است که بودجه شهر را زیر زمین می برد و بارها جنجال درست کرده است. چهار سال پس از شروع کار رضا نوری مدیرعامل وقت صدایش را بلند کرد که سابیر باید برود و کار به جایی رسید که یکی از نمایندگان در یکی از جلسات شورای برنامه ریزی دستش را برای کوبیدن در دهان او بالا برد.
حالا هم که برخی از اعضای شورا می گویند این کار را به نماینده ها سپرده اند. اگر قرار است نمایندگان مجلس شورای اسلامی به امورات مدیریت شهری بپردازند پس شورای اسلامی شهر برای چیست؟ آیا قرار است بودجه های بیت المال هزنیه پز و میز و صندلی عده ای شود که باد در غبغبه خود کنند و بگویند ما عضو شوراییم؟ عضو شورا شده اند که کارشان را به نمایندگان مجلس واگذار کنند؟ این اعضا فاتحه خود را بخوانند که در دور آینده مردم عاقل و بالغ به آنها رای نخواهند داد.
قطار شهری به دلیل کهنگی کار، هزینه بالا و نیاز روز مردم یکی از موضوعات مهم این شهر است که ماجرایش به جایی رسیده که نبودنش بهتر از بودنش شده است.
قطارشهری که چونان خط کش ۲۰ سانتی متری دبستان فقط برای یک مسیر طراحی شده و مانند زالو تمام پول این شهر را مکیده تبدیل به سرطان شده است.
یک روز پای استانداری وسط می آید یک روز نمایندگان را به شورا می کشانند حالاهم که پای وزیر را وسط آوردند. چرا شورا کارش را درست انجام نمی دهد؟ چرا اقتدارش را پشت این کار نمی گذارد که مجبور نشود ریش این و آن را به میان بیاورد.
عضوی که می گوید این کار را باید به وزیر بسپاریم آیا به بی عرضگی خود اعتراف می کند؟ یا وزیر عضو شورای شهر کرج است و ما بی خبریم؟
فرض بر اینکه هزار درصد سابیر مقصر و گناهکار است و زمانی که این قرارداد با او بسته می شد نیمه شب بود و همه در خواب بودند ولی چرا وقتی سابیر درخواست می کند که اعضای شورا صدا یا دفاعش را بشنود، شورا هم وقت می دهد ولی ۱۰ عضو غیبت می کنند؟
چرا اعضای منتقد و مدافع حقوق مردم نیامدند در مقابل مقصر حرف هایشان را بزنند؟
آیا این رفتار بازی قایم موشک است؟ دفاع از حقوق مردم پس چه می شود؟ آنهایی که نیامدند از مردم خجالت کشیدند یا از سابیر؟













