قبح طلاق در جامعه امروزی رنگ باخته است /یادداشت به قلم سکینه مرادی
قبح طلاق در جامعه امروزی رنگ باخته است /یادداشت به قلم سکینه مرادی

ما در عصری زندگی می کنیم که همه اتفات زندگی نظیر ، تولد ، مرگ و میر ، ازدواج و طلاق با زمان های قدیم خیلی فرق دارد . تا چند سال پیش افراد در راستای تحکیم بنیان خانواده بسیار گذشت داشتند و پدیده طلاق بسیار قبیح و زشت بود.اعتقاد بر این بود، زن با […]

ما در عصری زندگی می کنیم که همه اتفات زندگی نظیر ، تولد ، مرگ و میر ، ازدواج و طلاق با زمان های قدیم خیلی فرق دارد .
تا چند سال پیش افراد در راستای تحکیم بنیان خانواده بسیار گذشت داشتند و پدیده طلاق بسیار قبیح و زشت بود.اعتقاد بر این بود، زن با لباس سپید به خانه بخت می رود و باید با کفن از خانه شوهر خداحافظی کند .
حتی افراد در شرایط بسیار بحرانی هم به خود اجازه نمیدادند به طلاق فکر کنند. یا گاهی مراحل قانونی دست و پاگیر و طاقت فرسا در دادگاه های خانواده افراد را سرگردان میکرد و نهایتا از طلاق منصرف می شدند و ناگزیر با زندگی مشترک سازش و آشتی می کردند .
البته هنوز بسیاری از زنان هستند تمام آمال، آرزوها و احساسات خود را فدای زندگی می کنند و فقط به خاطر اینکه فرزندانشان را تنها نگذارند و در کنار خود شاهد بزرگ شدنش باشند .
گاهی؛ زنانی با قلب های آکنده از عطوفت و مهربانی سخت ترین شرایط را می پذیرند تا فرزندانشان را از مهرو محبت مادری محروم نکنند. زنانی که همسران معتاد و بیکار خود را که بر بالشت‌ اعتیاد لم داده اند تحمل می کنند و بار مشکلات را بر دوش می کشند تا فرزندانشان ضربه روحی نخورند.
هر چند این روزها با افزایش آسیب های اجتماعی در جامعه نظیر (بیکاری ، فقر، فحشاد ، اعتیاد )اثر مستقیم بر تحکیم نظام خانواده گذاشته و سبب افزایش آمار طلاق گردیده قبح و زشتی طلاق در بین خانواده ها از بین رفته است .
با پایین آمدن آستانه تحمل و سازش در بین زوجین بر سر کوچکترین و پیش افتاده ترین مسایل با هم درگیر شده و راهی دادگاه می شوند دیگر حاضر به گذشت ، فداکاری ، احترام متقابل ، درک و شناخت از شخصیت یکدیگر و استحکام زندگی مشترک نیستند و تحت هر شرایطی حتی با تن دادن به طلاق های توافقی حاضرند بدون فوت وقت در کوتاه ترین زمان ممکن ، با گذشت حق و حقوق قانونی خود از هم بصورت توافقی جدا شوند و مهر فروپاشی زندگی مشترک را در شناسنامه خود حک کنند.
دسته ای از زنان بر این اعتقاد که اساتید طلاق را آسیب اجتماعی نمی دانند و آن را نشانه ای از به رسمیت شناختن و استقلال زنان می دانند باعث شده آنها به راحتی بتوانند از زندگی که در آن رضایت چندانی ندارند خارج شوند و راهی دادگاه های خانواده شوند با تصور اینکه با طلاق از زندان زندگی جهنمی رهایی یافته، بهشت برین و زندگی لاکچری و رویایی در انتظار آنها است. متاسفانه آنها سخت در اشتباهند چرا که باید پس از طلاق ، با پس لرزه های چند ریشتری مشکلات دست و پنجه نرم کنند.
پس از طلاق، بانوان مطلقه با بحران ها و مشکلات عدیده ای مانند عدم استقلال مالی و بالطبع بازگشت به خانه پدری، نداشتن زندگی مستقل، محروم شدن از حضور در کنار فرزندان مواجه هستند. در زیر رگبار نگاه های منفی افراد هر لحظه له و خرد می شوند . بیشترین آسیب ناشی از فروپاشی زندگی مشترک متوجه زنان است .مردان به سهولت می توانند به دلخواه خود تحت هر شرایطی ازدواج کنند و یا مجرد بمانند.
اما زنان مطلقه ، با خواستگارانی مواجه می شود که چندین سال با آنها تفاوت سنی دارند و در واقع مردان به دنبال پرستار و آشپز برای نگهداری فرزندانشان و تیمار خود می گردند.
گاهی زنان مطلقه ابزار ملعبه وخوشگذرانی برخی مردان سالخورده باصطلاح آفتاب لب بام با سیبل های کلفت که از اوضاع اقتصادی نسبتا خوبی برخوردارند می شوند .آنها در راستای رهایی از مشکلات مالی و اقتصادی ، رسیدن به آرزوها و پر کردن خلاء های موجود در زندگی فروپاشیده و آسیب های اجتماعی تن به اینگونه روابط می دهند تا بلکه به ساحل آرامش و خوشبختی برسند .
آنها با تحمل دوره کوتاه مدت در زندگی مشترک ، با زیر پا گذاشتن لذت های دوران جوانی در واقع با مردانی در رده سنی پدران خود روزگار را سپری می کنند. اگر اقبال به آنها رو کند عمر همسران پیر، کفاف ادامه زندگی را نداده دار فانی را وداع بگویند دیگر نام زن مطلقه را با خود یدک نمی کشند بلکه بعنوان کدبانوی صبور همسر فوت شده به شمار می روند.
دسته ای دیگر از بانوان مطلقه برای فرار از واقعیت ها و رفع نیازهای عاطفی ، مالی و جنسی خود تن به رابطه های پنهانی با مردان متاهل می دهند و به زبانی دیگر بر سر زندگی افراد متاهل هوار می شوند و بنیان زندگی مشترک دیگران را با خاک یکسان می کنند در واقع آسیب های جبران ناپذیری به اجتماع تحمیل می شود.
از دیگر مشکلات زنان مطلقه در جامعه امروزی ، ایجاد مزاحمت از سوی برخی مردان سبک سر در اجتماع بیرونی یا در بین همکاران و آشنایان که با شوخی های تهوع آور و پیشنهادات روابط پنهانی به حریم خصوصی آتها تجاوز کرده و کم کم آنها را به فردی منزوی و گریزان از اجتماع تبدیل می کنند .
متاسفانه آمار طلاق مانند علف خودرو زیر پوست جامعه ریشه دوانده است و رشد صعودی طلاق اجتماع را تحت تاثیر خود قرار داده است.
پای پیشگیری از واقعه نامطلوب در این میدان می‌لنگد، حتی آمار دقیقی از تعداد طلاق‌ های در دسترس نیست و با ارایه آمارهای تخمینی روزگار سپری می شود.به همین دلیل نمیتوان برای بررسی عوامل و ارائه راهکار اقدام کرد.
با وقوع طلاق، زندگی زنان بیش از مردان تحت تاثیر قرار می گیرد و آسیب های جدی نظیر تن دادن به ازدواج موقت، سرخوردگی، خودکشی، اعتیاد، انحرافات جنسی و… به دنبال دارد .
جای تاسف دارد!چقدر زود خاطرات شیرین زندگی های مشترک دست خوش فراموشی می شودو بهه راحتی کانون گرم خانواده ها بر اثر طلاق از هم فرو می‌پاشد! به راستی قداست زندگی مشترک و کراهت طلاق در میان جامعه امروزی رنگ باخته است.
در صورتیکه این واقعه نامطلوب در سطح جامعه به صورت قارچ گونه به رشد خود ادامه دهد و از حد متعارف خود خارج شود مسوولان باید به عنوان مسئله‌ای اجتماعی به آن رسیدگی کنند؛ چرا که این معضل اجتماعی آسیب‌های جدی را نه تنها به فرد بلکه به جامعه نیز وارد می‌کند.

  • منبع خبر : البرز فردا