بدون فریاد تربیت کنید (۱)
این روزها با اینکه اغلب والدین دارای یک فرزند می باشند، اما در مورد تربیت کودک خود به نوعی عاجز شده اند و مدام می گویند واقعاً نمی دانیم چگونه او را تربیت کنیم تا در آینده دچار مشکل نشود.
برخی از پدر و مادرها صبور هستند و با حوصله با فرزند خود رفتار می کنند، اما عده ای دیگر با کوچکترین رفتار کودک خود که به نظرشان ناپسند است شروع به داد وفریاد می کنند و غافل از اینکه این داد وقیل ها فقط کار را خراب می کند اما چاره ای ندارند تحملشان کم است و بهترین گزینه را فریاد زدن می دانند.
در حالیکه عصبانی شدن و فریاد کشیدن پدر، مادرها در برابر کارهای بچه ها بی اثر است و جز اینکه این نوع رفتار را به کودکان آموزش می دهد، نتیجه مثبتی در بر نخواهد داشت.
به عقیده روان شناسان، فریاد زدن و تنبیه کردن از روش های غیر موثر والدین است. اگر این روش ها موثر بود، ما پدر مادر های فوق العاده ای بودیم و بچه ها باید بعد از داد وبیدادهای ما عالی رفتار می کردند.
تربیت بدون فریاد و خشونت به معنی بی قانونی نیست!
همه ما هم دیده و شنیدهایم که میگویند فلانی بچهاش را رها کرده هر کاری میخواهد بکند؟ بچه باید تربیت داشته باشد و …
درست است! در این روش هم اتفاقا میگویند بچه باید قانونمدار باشد و بسیار هم سر آن حساسیت دارند! خیلیها فکر میکنند اگر پدر و مادری تنبیه (به معنای رایج آن) نکنند، در واقع میگذارند کودکشان هر کاری بکند. اما مساله این است که تنبیه به معنی تربیت نیست.
در روش تربیت بدون فریاد محدودیتها و قوانین ما (به عنوان پدر و مادر) کم و بیش ممکن است همانهایی باشد که بوده، اما روش برخوردمان متفاوت است. اینجا تنبیه و خشونت جای خود را به تعامل و گفتوگو میدهد یا بهتر است بگوییم گفت و شنود! چون روی «شنیدن» کودک بسیار تاکید هست، حتی وقتی که خیلی کوچک هستند و هنوز نمیتوانند به خوبی صحبت کنند. ولی ما مادران و پدران میدانیم که با صبر و حوصله میتوانیم به آنها گوش کنیم و آنها را بفهمیم!
این یعنی احترام گذاشتن به کودک و به خود. وقتی فریاد نمیزنیم و سعی میکنیم کودکمان را بشنویم و بفهمیم و از او هم میخواهیم که حرف ما را بشنود و توضیحاتمان را بفهمد، احساس اعتماد به نفس بیشتری داریم، و قطعا کودک قویتر و خودساختهتری پرورش خواهیم داد.
البته این روش تربیتی معجزه نمیکند و به معنی این نیست که هر کس آن را به کار بگیرد دیگر لحظات بحرانی را تجربه نخواهد کرد و دچار سرخوردگی نخواهد شد!
نباید تصور کنیم که اگر روش برقراری تعامل را انتخاب کردیم و خشونت به خرج ندادیم، در بهشت مطلق با بچهها زندگی خواهیم کرد و هرگز آنها قشقرق راه نمیاندازند، لحظات بحرانی به وجود نمیآید و ما هم احساس سرخوردگی نمیکنیم. نه! از این خبرها نیست! ما همچنان ممکن است گهگاهی لحظات بحرانی داشته باشیم؛ بخصوص حدود دو سالگی بچهها (که به آن اصطلاحا فاز اعتراضی دو سالگی میگویند) یا کمی بعدتر در نوجوانی واقعی و حول و حوش سن بلوغ … اما باید بدانیم و آگاه باشیم که اینها برای رشد کودک ما و ساخته شدن شخصیت آنها ضروری هستند.
برای خودساخته شدن بچهها، این روش ها را بکار بگیرید.
با به کارگیری روش تعاملی همچنان این فازهای بحرانی وجود خواهند داشت اما ضعیفتر. در واقع روش تربیت احترام متقابل کمک میکند که با بچهها در هر مرحله از رشد آنها همراه شویم، حتی در مراحل همراه با اعتراضهای زیاد و لحظات بحرانی.
تعامل غیر خشن بیش از هر چیز بر «شناخت خود» و «تمرکز روی خود» تاکید دارد.
یعنی من به عنوان مادر یا پدر باید اول خودم را بشناسم، در غیر این صورت چطور میتوانم با عصبانیتها، ناراحتیها و سرخوردگیهایم کنار بیایم؟ چطور میتوانم احساساتم را مدیریت کنم؟ و اگر نتوانم احساسات خودم را مدیریت کنم و مسئولیتهایم را به عنوان یک فرد بزرگسال آنطور که باید بشناسم، چطور میتوانم انتظار داشته باشم که در مورد کودکم موفق باشم؟
در این رابطه مهمترین کاری که میتوانیم برای فرزندان خود انجام دهیم این است که یاد بگیریم روی رفتار خود تمرکز کنیم. شاید این سئوال در ذهن ایجاد شود که یعنی چه؟ یعنی توجهام را از بچهام برگردانم و متوجه خودم کنم؟ آیا این کار برخلاف اصول تربیتی نیست؟
در جواب گفته میشود که خیر این طور نیست. منظور این نیست که فرزند خود را در انتهای فهرست اولویتها قرار دهید، اصلاً و ابداً! آنچه گفته میشود این است که بر خود تمرکز کنید تا رابطه سالمتر و شادتری با کل اعضای خانواده داشته باشید.
الگوی معیوبی که ما در روابط خود استفاده میکنیم به ما میگوید که برای داشتن روابط سالم باید حواس خود را متوجه نیاز دیگران کرده و سعی کنیم در خدمت آنها باشیم و آنها را راضی نگه داریم. ممکن است با چنین الگویی مخالف باشید اما صبور بوده و همراه باشید.
نخست آنکه در زندگی بعضی امور را میتوانیم تحت کنترل درآوریم، ولی بر برخی دیگر کنترلی نداریم. حال از خود سئوال کنید که صرف انرژی در مورد موضوعی که نمیتوانید کاری درباره آن انجام دهید و هیچ کنترلی بر آن ندارید، چقدر هوشمندانه است؟
در شماره فردا با ادامه این مبحث همراه شما هستیم
















