سید جان! به حاشیه نرو
سید جان! به حاشیه نرو
ع. کمالی _ سید امیرجان حسینی بگذارید همین ابتدا نسبتم را با ورود هیئات مذهبی و مداحان به سیاست روشن کنم، عمیقا به این جمله حاج منصور ارضی که می گوید سیاست ما عین عاشوراست، اعتقاد دارم و صد البته در مرتبه بالاتر به این فرموده مقام معظم رهبری که هیئت های ما سکولار نیستند.

برادر جان! کرج از دیرباز در به حاشیه راندن مداحان و هیئت های بزرگ ید طولایی دارد، مراقب باش که در گرداب این به حاشیه انداختن ها و حاشیه رفتن ها نباشی، که شما را هم همچون هیئت های بزرگ دیگر به حاشیه رانده و زخمی بر تن بچه هیئتی های این شهر خواهند زد. از مرحوم عباس احسنی(متوفی در سال ۱۳۸۰) و عباس ثبتی هیات محبان الرضا (ع) گرفته تا همین خود شما آنقدر مثال می توانم برایتان بیاورم که مثنوی هفتاد من شود. از روزی که پای مرحوم عباس ثبتی را به یکی از پرخاشیه ترین پرونده های سیاسی شهر بازکردند، دیگر عباس ثبتی، عباس ثبتی قبل نشد و محبان الرضا هم به دوران اوجش باز نگشت. در همین شب های قدر ماه مبارکش، آنقدر جمعیت پای مناجات های عباس ثبتی و حاج منصور نورایی می نشست که نه تنها در صحن امامزاده حسن، حتی در سالن کناری و بلوار امامزاده حسن نیز مردم می نشستند. آنها هم جا نداشتند، دعوایشان با اوقاف درآمد و … یا همین مرحوم عباس احسنی. یک عباس احسنی بود و یک غرب کرج، همین هیات رزمندگان غرب در حصارک بالا، وقتی او را به حاشیه راندند، سالها طول کشید تا هیئت فاطمیون، هیئت شود. روزهای نوجوانی ام بود که با انصار آشنا شدم، از همان زیر زمین بعدها تک سوله و بعدترها دو سوله و بعد از آن در مکان فعلی اش. انصار با نام حاج ناصر باقری آمیخته شد. روز سوم محرمی در اوایل دهه هشتاد بود که هنوز حاج ناصر نیامده بود، همانجا با خودم گفتم نکند…. روز بعد یادداشتی در یکی از روزنامه های این استان نوشتم که خدا نگذرد از آنهایی که نگذاشتند انصار، انصار بماند. صبح های روز عاشورا وقتی می خواستیم داخل حسینیه عزاداری کنیم و کارمان به خیابان نکشد، مجبور بودیم از نماز صبح داخل حسینیه بنشینیم تا حدود ساعت ۱۰ صبح که برنامه عزاداری شروع می شد. از رحیم ابراهیمی بگویم که از کرج کوچاندنش به قم، دیدید که در همان سالها چه هیئت معظمی در قم داشت. از آقا مجید طراقی بگویم که او هم هیئتش مثل شما جا ندارد. یا از آن جشن های روز عید غدیر که یک دفعه و یک مرتبه نابودش کردند و دیگر شهر کرج تجمع هیئتی ها به خود ندید… سید جان! اینجا کرج است، عده ای آنقدر، همه تلاش شان را می کنند تا نگذارند هیئت معظمی پا بگیرد. یا اگر پا گرفت، به حاشیه می کشانندش. مراقب باش تو را به حاشیه نبرند. می دانم از مدیران باصطلاح انقلابی شهرداری و از اعضای انقلابی تر شورای شهر انتظار داری که مکان مناسبی بدهند تا بتوانی همچنان که نوشتی مراسمات مذهبی را در طول سال در آن برپا نمایی. می دانم وظیفه حکومت اسلامی است که در راستای اشاعه شعائر اسلامی همه امکاناتش را به کار بگیرد، و می دانم که از تبلیغات اسلامی و دیگر ارگانها انتظار داری که مکانی را برای برپایی خیمه سیدالشهدا(ع) اختصاص دهند. اما سید جان! این شورایی ها و مدیران انقلابی تر از آنها اگر تدبیر این را داشتند خود را از حاشیه ها بیرون می آوردند و حرفهای دیگران از دهانشان در نمی آمد. برادرم! باید خدا را شکر کرد و مراقب بود که با تدبیر این عزیزان به دوگانه انصار – لوا نیفتیم، والا کارمان با کرام الکاتبین خواهد بود. برادر جان! اولین بار بعد از این سالها شب عاشورای سال قبل بود که به هیئت لوا آمدم، یکی از همان شبهایی که به انتقاد از نداشتن مکانی برای هیئت پرداختی. این حق شما و آن هیئت معظم است که مکانی برای برپایی چنین هیئتی داشته باشید، اما مراقب باش برادر! اینجا، همان آغاز فرآیند به حاشیه بردن شما و هیئت لوا است. برادر جان مراقب باش، در گرداب سیاسی بازی این کاندیدا و آن کاندیدا گرفتار نشوی. اینها خطر است برای هیئت امام حسین(ع). این که قرار بود ما فدای اهل بیت شویم نه اهل بیت فدای ما، جمله بسیار خوبی است، اما رطب خورده و منع رطب… برادر جان! گلایه نداشتن مکان برای هیئت، شب عاشورا و اینستاگرام، برنامه ماه من، شما را به جانب داری این و آن نامزد انتخابات کشانده، مراقب باش حاشیه ها از آنچه که فکر می کنید به شما نزدیک ترند. مطمئن باش صاحب پرچمی که شما آن را به دست گرفته ای، آن را هدایت خواهد کرد، من، شما، شورا، شهرداری، سازمان تبلیغات، برنامه ماه من، اینستاگرام و دیگران کاره ای نبوده و نخواهند بود.