جاده چالوس نشین های انحصار طلب / عکس و فیلم
جاده چالوس نشین های انحصار طلب / عکس و فیلم
ع. کمالی -خواستم تیتر یادداشتم را تندتر بزنم بلکه بعضی از این حضرات ویلا نشین راه بند به خودشان بیایند دیدم در حق آن پیرمردی که در روز بارانی بیل به دست راه آب کنار جاده را باز می کرد اجحاف می شود. آقایان انقلاب کردیم که از جاده های اختصاصی عبور کنیم نگذارید تاریخ دوباره تکرار شود و عده ای تازه به دوران رسیده، جاده های اختصاصی ایجاد کنند.

خواستم بنویسم جاده چالوسی های نمک دان شکن دیدم در حق خاندان های بزرگی همچون رییسی، قربانی، خدری و … اجحاف می شود چرا که انحصار طلبی عده ای پول پرست نوک عاج فیل نشین را که نباید به پای مردمان ساده روستایی جاده چالوس گذاشت.

روی سخنم با آن دسته از به ظاهر روستاهای “بورلی هیز” مانندی است که به یمن حضور گردشگران جاده چالوسی شده اند، ملک های شخصی بعضی حضرات و چون به آسایش شان خدشه وارد می شود، از سادگی روستانشینان استفاده می کنند و روستا را قلعه اختصاصی خود می دانند.

این چه رسم ناخوش احوالی است که وسط جاده را راه بند کنند و بگویند فقط اهالی بومی می توانند به روستا بروند و بعد هم برای آنکه استدلال داشته باشند، می گویند، بروید با پاسگاه و کلانتری صحبت کنید، آنها به ما اجازه داده اند.

آنهم نه یک روستا مسیر چندین روستا!

آن یکی روستا که درش امامزاده وجود دارد، کلا زندانی درست کرده برای گردشگرانش که بیا و ببین! دور محوطه امامزاده را حصار کشیده و همچون زندانی برای گردشگران و زوار درست شده است.

حتی زوار حق ندارند به کنار رودخانه داخل محوطه امامزاده بروند فنس های بزرگ کشیده که ملک شخصی است. پدر خدا بیامرز رودخانه کجایش ملک شخصی است که تابلو می زنی ملک شخصی است.

وقتی هم که سر می جنبانی ببینی که چه خبر است؟ عده ای با گرز و باتوم و … آخر مگر اینجا جنگ است؟

کمی بیشتر که دقیق می شوی می بینی کس یا کسانی که به یمن حضور همین گردشگران زمین های یه لای قبای شان که خودشان یادشان هست، پشیزی نمی ارزید شده است، میلیاردها تومان که فقط شاه نشین ها می توانند آن را بخرند، در آن روستا ساکن هستند و صد البته متنفذ و صد هزار البته سر در یکی از دستگاه ها….

همین عاج نشینان کلها و اویزر و لیلستان و … وسط جاده که می روی می بینی  چند کیلومتری مسیر روستاها، مانع گذاشته اند و مسیررا بسته اند، لحظه اول دیدن این موانع، یاد سرقت بزرگی که سالها قبل درمسیر روستای چاران افتاق افتاد و یک کاروان عروسی را کامل و یکجا لخت کردند، افتادم گفتم ای داد بیداد همه چیزمان رفت…

ازشان سئوال می کنی که چرا بسته ای می اندازند گردن پاسگاه و کلانتری که کلانتری اجازه داده است، این مسیر را ببندیم. می گویم مگر کلانتری و پاسگاه می تواند می گوید برو آقا مسیر را بند آورده ای الان ماشین با سرعت می آید می زند همه امان را داغان می کند…

آقای فرمانده کلانتری نسا، آقای فرمانده انتظامی شهرستان کرج و آقای فرمانده انتظامی استان البرز،  اگر چنین اجازه ای داده شده، بر چه مبنایی بوده که صد البته مطمئنم چنین اجازه ای داده نشده و اگر هم بوده رفتارهای سلیقه ای است نه اقدامات سازمانی !

آن یکی می گوید، شورا و دهیار گفته اند، می گویم شورای روستا و دهیار اینقدر قدرت دارد که راه را بر مردم ببندد تند می شود و کلی بارمان می کند…

آقای دهیار، آقای بخشدار، آقای فرماندار ، آقای استاندار مگر شما چنین اجازه ای دارید؟ یا چنین اجازه ای را می توانید بدهید؟

اگر چنین اجازه ای صادر شده مبنای قانونی اش چیست؟ مگر می شود، مردم را از دیدن مواهب الهی محروم کنید، مگر می شود اجازه ندهید به منابع طبیعی که خداوند آن را در اختیار انسان های قرار داده وارد شوند.

حضرات، عاج نشینان، بدانید، اگر مسلمانید بدانید که در سوره بقره، آیه۲۵۵، سوره بقره آیه۱۰۷،سوره آل عمران، آیه۲۶، سوره نساءآیه۵۳، سوره مائده/ آیه۱۷ و در ۱۷ آیه دیگر مالکیت از آن خداست، آنچه در اختیار شماست امانت است.

آقای استاندار امیدوارم که به بخشدار جدیدتان یاد آور شده باشید که نباید در این جاده طرف عاج نشینان را بگیرد، هر چند که نفوذ آن عاج نشینان از ید شما و استان خارج است و باید در کشور دنبالش گشت، اما تا آنجا که می توانید بقه اشان را بگیرید، بستن راه های ورودی به روستاهای جاده چالوس، آنهم روستاهایی که دیگر ماهیت کشاوری اشان را از دست داده و تمام ویلاهای چند ده میلیاردی و چند صد میلیاردی در آنها دیده می شود، صیانت از اراضی کشاورزی نیست، صیانت از یک عده انحصار طلب عاج نشینی است که پولش از پارو که هیچ از تیغه گریدر و لودر بیشتر است.

آقای استاندار یک بار ناشناس قصد کن از مواهب جاده چالوس استفاده کن، پایین دست که همه اش شده رستوران و … اگر ویلا و باغ شخصی نداشته باشی فقط می توانی رستوران و کافه و … بروی، بالای سد که می روی،  فقط می شود ری زمین و پل خواب که احتمالا سال آینده هم آنجا را از شمای پراید و پرشیا سوار نه شمای سوزوکی و ماکسیما سوار، خواهند گرفت.

بالاتر که می روی قیمت یک چند ساعت استراحت کنار رودخانه ای که فقط جا به تو بدهند می شود یکصد تا دویست هزار تومان به جاده های فرعی هم که می روی ناگهان با راه بندهایی مواجه می شوی که به اسم کشاورز و صیانت از کشاورزی فقط بومیان را راه می دهند. کدام بومیان همان هایی که ویلاهایشان الان به یمن همین هایی که راه نمی دهند، شده است صدها میلیارد تومان. والا کشاورز که دنبال آدم می گردد برای فروش محصولاتش.

آقای استاندار برخی نکات جاده چالوس تکرار شدنی است… خدا نکند.

عباسقلی گلشاییان وزیر مالیه پهلوی اول، می گوید: “می خواستم راهی شمال شوم، گفتم از جاده هزار که پیچ های خطرناکی دارد و من از آن می ترسم نروم، راه جدیدی ساخته اند از آن بروم، اما گفتند باید اول برایش برگه جواز بگیرم. به پلیس سیاسی رفتم و پس از پرس و جوی فراوان جواز ۵ روزه گذر از جاده مخصوص را گرفتم”

عبدالحسن عمید نوری از روزنامه نگاران و وکلای مجلس سنای دوره رضاخانی در خاطرات ۵۰ سال یادداشت‌های یک روزنامه‌نگار می نویسد: “پسر عمویم گفت، دلم می خواهد سفری به مازندان نموده و آنجا را ببینم خصوصا اینکه می گویند راه چالوس ساخته شده و بسیار زیباست موافقت نمودم و دنبال تهیه پروانه به شهربانی رفتم، خوشبختانه با معاون سیاسی شهربانی آشنا و دوست شده بودم نزد او رفته قصد خود را برای سفر به مازندران اظهار نمودم که او با اخلاق مخصوص خود مخصوصا رویه پلیسی اش جواب درستی به من نداد و موکول به چند روز بعد کرد در حالی که از من پرسش های زیادی ام کرد که برای چه می رویم چه کسانی با تو هستند، خط سیر ما از کجا به کجاست هیچگونه عکس برداری از هیچ چیز نشود با هیچ کس تماس نگیرید چند روز بعد که وعده کرده بودیم رفتم، مجوز من آماده بود و با هزار منت آن را به من داد”.

جاده چالوس جاده مخصوص نام داشت که رضا شاه بعد از کشتار مبارزان چالوس و نوشهر و رامسری مشروطه خواهان و مصادره زمین ها و اراضی آنها برای رسیدن به زمین هایش آن را ساخت.

اگر به نامه مهندس چرنتلسکی مهندس طراح و نقشه بردار این جاده به کارداروف سفیر آلمان در سال ۱۳۱۰ هم نگاهی بیندازیم، مشخص می شود که این جاده در آن دوران نه صرف اقتصادی داشته و نه مسیر تردد مردم را تسهیل می کرده است.

طبق گزارشی که سر ریدر بولارد در سال ۱۹۳۲  از ایران به وزارت امور خارجه بریتانیا ارائه می دهد، جاده چالوس را بی خاصیت ترین جاده های ایران می داند که برای دسترسی رضا خان به زمین های خود در چالوس و رامسر ساخته می شد که هزینه زیادی برای ساخت آن انجام شد.

بر اساس این اسناد، از این رو این جاده، جاده مخصوص نامیده می شد که رضاخان آن را اختصاصا برای خود و خانواده اش برای رسیدن به اراضی اش در شمال احداث کرده بود.

آقایان انقلاب کردیم که از جاده های اختصاصی عبور کنیم نگذارید تاریخ دوباره تکرار شود و عده ای تازه به دوران رسیده، جاده های اختصاصی ایجاد کنند.