استواری عباسی
استواری عباسی
شيرين است فقط خدا كند شكر نباشد و حل نشود

شيرين است فقط خدا كند شكر نباشد و حل نشود.
چشمان روشن مظلومش تو را بر اين گمان هدايت مى كند كه حقش را مى خورند ولى تا او سخن نگويد اقتدارش نرويد. حرف هاى شيرين و دلنشينى مى زند.
از حرف هايش پيداست آگاه است گرچه در حوزه زمين سبز عالميست و مرجعى، صاحب كرسى است و بسيارى به او اقتدا مى كنند ولى مجلس تنها جاى متخصصان نيست.
مجلس متخصصانى مى خواهد كه متعهد باشند به حرف هايشان، وعده هايشان، مسئوليت و سوگندى كه مى خورند، وفادار به ملت، نظام و انقلاب باشند.
پارلمان جاى انسان هاى شريف و مقتدر است كسانى كه با دنا دندان مردم را خورد نكنند با سراتو سر مردم را شيره نمالند با خر و پفشان به بى غيرتى برخى دولتيان دامن نزنند، خود شريك دزد و رفيق قافله نباشند.
مجلس جاى كسانيست كه استوار بايستند همانگونه كه عباسى مى گويد((براى من شايسته سالارى ملاك است نه منفعت شخصى خودم)).
عليرضا عباسى را سالم ديدم برق چشمانش از راستى مى گويد حرف هايش حقيقت بود، متواضع و سرشار از آرامش است.
كت اقتدار تن كرده و پوتين جهاد، تور پهن كرده تا شايستگان را رو آورد و سطلى براى دور ريختن آفات ادارى؛ عباسى مى خواهد اعتماد از دست رفته را باز گرداند نه به حرف به عمل كار برآيد.
.