احمدم كجايى دقيقا كجايى؟
احمدم كجايى دقيقا كجايى؟
كم حرف مى زد؛ ريزبين بود و تحليلگر. از بدى ها درس هاى خوب مى گرفت. آنقدر مرد بود كه وقتى لب باز مى كرد حرفش را مى زد. نه از شكنجه هاى ساواك مى ترسيد نه از خشم پدر قناد.
احمد يكى بود، با بقيه فرق داشت. وقتى مى خواست تصميمى بگيرد تمام زواياى دايره اطلاعاتش را مى سنجيد و قيام مى كرد هيچ كس جلودار تغيير در تصميماتش نبود. عاشق همين راسخ بودنش شدم.
مرد بايد قوى باشد و او جسورترين بود. سرما و گرما چشيده بود. جوان دانشگاه رفته اى كه با علم و يقين وارد سلول انفرادى شد.
با درونى انقلابى فعاليت هاى انقلابى اش را آغاز كرد؛ او نه براى جنگ بلكه براى تغيير رفت، ملاحضه اى نداشت و هر جا و با هر كسى لازم مى دانست مى جنگيد. جنگ براى او يكى از راه هاى تغيير بود.
پاوه و خرمشهر او را خوب بخاطر دارند گرچه حقش را هنوز ادا نكردند. شايد هم بعد از سى و هشت سال هنوز در بهت ربودن او دهان بسته شدندكه اگر اين است حق دارند.
شهادت هنر مردان است ولى اين خانه مرد مى خواهد و اگر او به شهادت رسيده باشد يتيمى سايه مى افكند بر سر ما.
راستى چه كسى از احمد خبر دارد؟
  • نویسنده : زهرا کورانی