بسياري از سخنان پيامبر و خاندان گرامي ايشان كه در حوزه فردي بيان شده است، عينا در فضاي اجتماعي قابل تطبيق است.

يكي از سخنان گهربار اميرمؤمنان در عرصه تربيت فردي اين عبارت عميق و ظريف است كه “من نصب نفسه للناس إماما فليبدأ بتاديب نفسه قبل تأديب غيره/ كسي كه خود را براي گروهي از مردم الگو و پيشوا مي داند بايد پيش از تربيت ديگران به تربيت خود بپردازد”

سپس اضافه كردند كه ” معلم نفسه و مؤدبها أحق بالإجلال من معلم الناس و مؤدبهم/ كسي كه به تعليم و تربيت خود مشغول باشد بيش از معلم و مربي فرزندان شما سزاوار تكريم و تجليل است”

يعني هر چه بخواهيد معلمان و مربيان را بزرگ بداريد و لازم بدانيد كه به آنان احترام كنيد، بيش از آن بايد كسي را گرامي داشت و تكريم كرد كه مشغول تربيت و تعليم خودش باشد.

اكنون اگر به كشورهاي مختلف نگاه كنيم خواهيم ديد كه كشورهاي توسعه يافته و پيشرفته براي طبقه معلم بيشترين ارزش را قائل هستند و به طور طبيعي هم جامعه اي كه براي معلمان و مربيان خود بيشترين ارزش را قائل باشد به مرور از توسعه علمي و پيشرفت برخوردار مي شود.

حالا تصور كنيد كه در يك محيط اجتماعي همين ارزش و بالاتر از آن را براي كسي در نظر بگيرند كه مشغول خودسازي و تربيت اخلاقي خويش باشد.

ناگفته پيداست كه چنين جامعه اي در ارزشهاي اخلاقي و تعالي فرهنگي چه رشد و پيشرفت شگرفي خواهد داشت.

همين حديث شريف را كه در ابتدا ناظر به جنبه هاي فردي است مي توان در سطح اجتماعي كلان تفسير كرد و گفت كه اگر كشوري كه نصب نفسه للناس اماما… بخواهد براي كشورهاي ديگر الگو باشد، لازم است كه نخست به اصلاح وضع خويش بكوشد.

يعني هر مؤسسه يا مجموعه يا شركت يا سازماني كه ابتدا به حل مشكلات خود مي پردازد و به جاي نسخه پيچيدن براي جهان توجه خود را به اصلاح و رفع ايرادها و اشكال هاي خود معطوف مي سازد بيش از همه سزاوار تحسين و تقدير است.

به همين ترتيب مي توان گفت كشوري كه به اصلاح وضع خود مشغول است بيش از كشورهاي ديگر كه به سايرين مشغول مي شوند سزاوار تجليل و تكريم خواهد بود.

زيرا وقتي كشوري از نظر فرهنگ عمومي، مسايل اجتماعي و اخلاقي، سطح رفاه و آسايش اجتماعي و قدرت اقتصادي بهبود محسوس پيدا كرد به طور طبيعي ديگر كشورها از آن الگو مي گيرند و مي كوشند تا مانند آن باشند.

همان طور كه يك شخص در جايگاه بزرگتر و مربي و معلم بايد نخست خود را اصلاح كرده باشد، يك موسسه و نهاد اجتماعي و جامعه و كشور هم بايد نخست به اصلاح امور خود بپردازد.

اگر كسي خود داراي عيوب و نقايص اخلاقي و رفتاري باشد قطعا تذكر و موعظه و توصيه او براي ديگران اثري ندارد يا كم نتيجه است، به همين ترتيب هم اگر يك نهاد اجتماعي يا سياسي كلان نتوانسته باشد مشكلات ساختاري و معضلات گسترده خود را برطرف كند بي ترديد جايگاه شايسته اي براي رهنمود دادن به ديگر نهادها و جوامع نخواهد داشت و نمي تواند توقع داشته باشد ديگران به چشم الگو نگاهش كنند و از آن نسخه عملي براي تغيير و بهبود خويش بخواهند.