سه شنبه : ۲۲ آبان ۱۳۹۷

خانه» یادداشت » قدرت، کنترل می خواهد! حجه الاسلام زائری
تاریخ انتشار شنبه ۱۲ آبان ۹۷ - ۱۸:۴۹

قدرت، کنترل می خواهد! حجه الاسلام زائری

 

وقتی برخی رفتارهای متکبرانه و غرورآمیز صاحبان زور را می بینیم و شاهد تبختر و خودخواهی کسانی هستیم که در فرصت چند روزه دنیا با بیشتر داشتن هایشان مورد ابتلا هستند به یک اصل ثابت در همه آن موارد – در همه تاریخ و همه جای جهان – می رسیم.

 

فرقی نمی کند که این آزمون سخت در باره سرهنگ نیروی انتظامی خودمان باشد یا روحانی مسلمان در عراق و عربستان یا ثروتمندی مرفه و بی نیاز در اروپا یا آمریکا.

 

آنچه در همه این مصادیق، فارغ از شرایط تاریخی و جغرافیایی مشترک است آن “احساس قدرت” و سلطه و برتری است که از موقعیت هایشان ناشی می شود.

 

طبیعت انسان چنین است که به تعبیر قرآن کریم “لیطغى أن رآه استغنى/ چون خویش را بی نیاز ببیند سرکشی می کند”

 

از آغاز تاریخ بشر تا کنون این مثال ها را می توان در همه جامعه ها مرور کرد و دریافت که “قدرت” غرور آور است و سه چیز است که به انسان قدرت می دهد: ثروت، سلاح و دانش!

 

همواره دانش روحانیون و ثروت تجار و سلاح نظامیان به آنان قدرتی می دهد که دیگران را وادار به تسلیم و خضوع می سازد.

 

قدرت همیشه کنترل می خواهد و اگر این “قدرت” در هر یک از این زمینه ها محدود نشود و تحت نظام و ضابطه ای صحیح درنیاید می تواند به مفاسد و مصیبت های جبران ناپذیر بیانجامد.

 

کنترل قدرت هم دو سطح حداقلی و حداکثری دارد. جنبه حداکثری با اخلاق و ایمان و معرفت و سیر روحی و سلوک معنوی و تعالیم دینی تأمین می گردد و می کوشد که افراد را با میل و رغبت و خواست و اراده خودشان به مسیر رشد هدایت کند.

 

این است که به این ترتیب گاهی یک تاجر ثروتمند، بخشنده ترین افراد جامعه می شود و فرمانده نظامی مثل صیاد شیرازی و عباس بابایی عابد و زاهد و سالک می شود و عالمی برجسته مانند عادی ترین افراد شهر و محله فروتنی و خضوع پیشه می کند.

 

اما این کنترل حداکثری را نمی توان اجبار کرد و مثلا به یک افسر ارتش یا تاجر بازار گفت که باید حتما به کلاس اخلاق بروی و رشد معنوی داشته باشی!

 

حتى اگر چنین اجباری هم قابل تصور باشد اقتضای عملی و لوازم آن قابل تحقق و ارزیابی نیست، از این رو چاره ای جز تمرکز بر کنترل های حداقلی انسانی – بر اساس قراردادها و توافق های اجتماعی- باقی نمی ماند.

 

کنترل حداقلی چیزی است که در همه جای دنیا برایش راهکارهای عملی تدبیر کرده اند و به تفاوت مناطق و جوامع بشری از چند سال تا چند سده تجربه دارند.

 

قانون حدود و ضوابط این کنترل حداقلی را تنظیم می کند و اجازه نمی دهد قدرت هر یک از گروههای اجتماعی باعث طغیان و سرکشی شود و میدان را برای تجاوز آنان به حقوق دیگران باز کند.

 

ما در زندگی دنیایی مان با فرشتگان روبرو نیستیم بلکه با انسان هایی سروکار داریم که به طور طبیعی گرفتار خصوصیات مادی خویش هستند و به اقتضای طبیعت مادی شان رفتار می کنند.

 

اگر رشد و تعالی فرد و سعادت و نیکبختی جامعه را می خواهیم چاره ای جز آن نداریم که ضوابط قانونی دقیق و محکم برای کنترل و محدود ساختن قدرت در هر حوزه و عرصه ای وضع کنیم و با تمام وجود به این ضوابط احترام بگذاریم و از هر طایفه و گروه و مذهب و مسلکی هستیم در زندگی مشترک انسانی مان این قانون را به عنوان یک میثاق مشترک، محترم و مقدس بشماریم.

 

در غیر این صورت صاحبان قدرت، هر که باشند طغیان خواهند کرد و محیط پیرامون خویش را به فساد و تباهی مبتلا خواهند ساخت.

 

 

 

 

 

 

نظر خود را بگذارید